به روزترین سایت سیاسی مذهبی

به روزترین سایت سیاسی مذهبی

نکند غصه خوری میثم تمار که هست گرکه اشوب شود لشگر مختار که هست سربه داریم اگر شیعه ی حیدر هستیم همگی منتقم سیلی مادر هستیم ما در این دایره بر دشمن دین جا ندهیم به امان نامه ی شیاد زمان پا ندهیم نه فقط رشته ای از چادر زهرا ندهیم بلکه یک مو ز سر حضرت اقا ندهیم اینه دار پس از اینه ای ما را بس تا قیامت علی خامنه ای ما را بس اللهم احفظ سیدنا و قائدنا و مولانا سید علی الحسینی الخامنه ای

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 16:20  توسط مهدی باقری  | 

با باران با ترانه . یاد کربلا

باز باران با ترانه 
میخورد بربام خانه
یادم آمد کربلا را
دشت پر شور و بلارا
گردش یک ظهرغمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه هارا
با صدای گریه های کودکانه
وندرین صحرای سوزان
میدود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دلشکسته
پای خسته
باز باران 
قطره قطره
میچکد از چوب محمل
آخ باران . . .
کی بباری بر تن عطشان یاران
تر کنند از آن گلو را
آخ باران . . .
آخ باران . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 13:58  توسط مهدی باقری  | 

بیدار باشید . غضنفر نام حضرت علی هست

بیدار باشید ! غضنفر لقب حضرت علی علیه السلام است !
متاسفانه مدتی است که تفکری خاص! به اسم طنز ، مقدسات را مورد عنایت قرار میدهند ! از بیان یا ابالفضل و یا قمر بنی هاشم بگیرین تا هتک حرمت به مولا ، حضرت ولی عصر عجل الله . 
.
.
لفظ غضنفر توسط خود پیغمبر صلی الله علیه و آله برای امیرالمومنین استعمال شده آنهم در واقعه معروف اخوت بین ایندو بزرگوار که حدیثش طولانیه من فقط قسمت شاهد بحث رو بدون ترجمه فارسی با آدرسش میارم ایشالله رجوع کنید…عن جابر بن عبدالله الانصاری رضی الله عنه قال:لما آخی رسول الله صلی الله علیه وآله بین اصحابه و لم یواخ بین علی وبین احد رای فی وجهه اثر الحزن فقال:یا علی انت اخی فی الدنیا والآخره و ضمه الیه ثم قال ایها الناس هذا اخی خلو من الطوارق …خطیب لبیب خصیب حسیب نسیب غضنفر همام …
(غرر الاخبار و درر الآثار فی مناقب ابی الایمه الاطهار صفحه ۱۱۸//مولف حسن بن محمد دیلمی از علمای قرن هشتم )


برچسب‌ها: غضنفر, امام علی, تمسخر مذهب با جوک
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 1:52  توسط مهدی باقری  | 

دوباره گروگانگیری در سیستان و بلوچستان


حامد صداقتی، ملی‌پوش شمشیربازی اسلحه اپه ایران توسط اشرار منطقه شرق به گروگان گرفته شد. به گزارش عصر هامون، وی به همراه 2تن از دوستان خود به نام‌های محمدعلی غفاری و مهدی حسینی یکی از وکلای شاغل در استان تهران با وسیله نقلیه شخصی از تهران به بندر چابهار سفر کرده بودند که هنگام بازگشت از بندر چابهار در 60 کیلومتری شهرستان خاش در جنوب سیستان و بلوچستان خودروی آنها مورد اصابت بیش از 5 گلوله از ناحیه در و لاستیک جلو قرار گرفت که محمدعلی غفاری به دلیل اصابت گلوله به ناحیه سر و پا در این حادثه جان خود را از دست داد. فضل‌الله باقرزاده،‌ رئیس فدراسیون شمشیربازی با تایید این خبر،‌ گفت: سفر صداقتی به چابهار شخصی بوده است. رئیس پلیس آگاهی سیستان و بلوچستان با تایید این خبر گفت: شامگاه چهارشنبه ساعت 19:30 در محور ایرانشهر - خاش یک خودروی پژو پارس مورد حمله اشرار قرار گرفت که در این حمله یک جوان 29 ساله تهرانی جان خود را از دست داد و 2 سرنشین دیگر این خودرو از جمله حامد صداقتی، قهرمان شمشیر‌بازی ایران به گروگان گرفته شدند. سرهنگ محسن عطار اظهار داشت: متاسفانه از سرنوشت دو سرنشین دیگر این خودرو اطلاعی در دست نیست و در حال حاضر کارآگاهان انتظامی تحقیقات گسترده‌ای را به‌منظور ردیابی و اطلاع از سرنوشت دو سرنشین دیگر این خودرو آغاز کرده‌اند.

http://www.vatanemrooz.ir/

پ.ن اقای رییس جمهور وقتی که برای ازاد سازی پنج سرباز ایرانی دست به دامن مولوی عبدالحمید شدی که دستش با تروریست ها و تکفیری ها در یک کاسه هست و یک میلیارد باج دادی تا چهارتا سرباز از پنج نفر ازاد بشن باید منتظر همچین اتفاق هایی هم باشی 

و این تازه شروع گروگان گیری ها هست

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 1:49  توسط مهدی باقری  | 

تقدیم به جانبازان شیمیایی

{ تقدیم به همرزم هایم جانبازان شیمیایی عزیز }
خواب دیدی شبی که جلادان ، فرش دار الخلافه ات کردند
گردنت را زدند با ساتور، به شهیدان اضافه ات کردند
چارده سال میشود…یا نه!، چارده قرن سخت میگذرد
بی قراری مکن خبر دارم ،
سرفه ها کلافه ات کردند
زخم و کپسول های اکسیژن ، چه می آید به صورتت مومن
تو بدانی اگر که تاول ها چقدر خوش قیافه ات کردند
فکر بال ترا نمیکردند ، روح ترخیص میشد از بدنت
و تو بالای تخت میدیدی ، کفنت را ملافه ات کردند


برچسب‌ها: جانباز شیمیایی, جانباز معلول, یادگاران جنگ, جاماندگان از شهدا
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393ساعت 0:45  توسط مهدی باقری  | 

جواب به نامه عده ای از دانشجویان دانشگاه تهران به اجمدی نژاد

در پی پاسخ به دانشجویان دانشگاه تهران که طی بیانیه ای از  احمدی نژاد خواسته بودند تا به سوالات انها جواب بدهد و بعد با روحانی مناظره کند 

............................................

برادران و خواهران عزیز دانشجو، دیگه چه سئوالی دارید؟ اصلا چه سئوالی باقی مانده؟ از اتهام جریان انحرافی ساخته و پرداخته ذهن معلول هاشمی و بلندگوهای مجلس و قم سئوالی دارید ویا دولت محبوب و البته پربلندگوی شما ( که علاوه بر بلندگوهای قانونی مجلس و نماز های جمعه و ... بلندگوهایی چون VOA و BBC و ... را نیز در اختیار دارد ) در طی 9 ماه گذشته در زدن اتهام و تبرئه خود از مسائل خود کرده چیزی را در تهمت و دروغگویی به دولت دکتر احمدی نژاد جا انداخته است. از خیانت احمدی نژاد دراجرای طرح هدفمندی و جلوگیری از قاچاق سوخت به خارج از کشور و خودکفایی ایران در تولید بنزین که اکنون کاشف به عمل آمده( بنزین های تولیدی پتروشیمی ها به دلیل مرغوبیت فوق العاده، علی رغم نیاز به ترکیب با بنزین تولیدی پالایشگاه ها به منظور کاهش اکتان تا رسیدن به سطح بنزین سوپر) از کیفیت پایینی برخوردار است و لازم است روزانه 10 میلیون لیتر بنزین بی کیفیت وارد شود(خوش به حال وزیر کرسنتی که این بار با تاییدو ابتکار ابتکاری سازمان محیط زیست، بدون کوچک ترین دغدغه ای و البته با هزینه پرداخت پورسانت به بلندگوهای تبلیغاتی خود عمار پندار، توفیق خدمت بستن چنین قرار دادی را داشته باشد) از خیانت احمدی نژاد در زمینه فشفشه بازی و ارسال موجود زنده به فضا و پرتاب موفقیت آمیز ماهواره سوال دارید یا از کسب توان عظیم موشکی نگران شده اید. از تولید سوخت 20% به منظور بارگذاری در نیروگاه تهران و تولید رادیو داروهای مورد نیاز بیماران سرطانی که هیچ یک از دول غربی در جهت کمک به این بیماران و مرگ سریع تر آنان حاضر به تحویل آن به ایران نشدند نگرانید یا از پیشرفت های ایران در زمینه لیزر و نانوتکنولوژی سوالی دارید. از ساخت زیربناهای اقتصادی همچون توسعه راه ها و سد سازی و توسعه ظرفیت کارخانه های سیمان، فولاد، برق و... که علاوه بر تامین مصارف داخلی زمینه صادرات بسیاری اقلام را ایجاد نمود نگرانید یا از خفت و دستگیری تروریست های ساخته و پرداخته غرب و در راس آنها عبدالمالک ریگی رنچشی دارید. از افشای رانت خواران و آقا و آقا زاده های کوچک و بزرگ در گوشه و کنار و حتی در صحن مجلس نگرانید یا از به خاری و خفت کشیدن استکبار و زاده حرام زاده او در تریبون رسمی سازمان ملل دغدغه ای دارید. به اصطلاح گزارش 100 روزه را که قرار بود عملکزد طلایی دولت راستگویان در زمینه اقتصادی در این مدت صورت بگیرد را عین حقیقت یافتید یا 10 ماه دروغ و تزویر دولت و خفت و خاری تعطیلی تاسیسات هسته ای و اکسید و رقیق کردن سوخت 20% و تعطیلی ساخت نیروگاه خنداب اراک به خواست کدخدا را عین افتخار می دانید. از وعده دریافت 4میلیارد دلار از یکصد میلیارد دلار اموال بلوکه شده ایران که هیچ گاه دریافت نشد خوشحالید یا به تحویل قطعات هواپیماهای دهه هفتاد میلادی که اکنون از رده خارج شده اند و یا به همکاری شرکت های خودروسازی که علی رغم پهن شدن فرش قرمز زیرپایشان هیچ گاه عملی نشد و یا به وعده همکاری بیمه های بین المللی با شرکت های کشتی رانی ایرانی که هیچ گاه از متن مکتوب توافق نامه ژنو خارج نشد مباهات می کنید... اشتباه نکنید مردم ایران شما را با دانشجویان راستین که در هر زمان، چه جنگ، چه تحریم، چه جهاد علمی و... پیشتاز مبارزات ملت ایران بوده اند اشتباه نمی گیرند.


برچسب‌ها: احمدی نژاد, مناظره احمدی نژاد و روحانی, جواب به نامه دانشجویان دانشگاه تهران, دانشجونما
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 19:1  توسط مهدی باقری  | 

حضرت آقا امام علی النقی علیه السلام فرمودند : خداوند دنیا را سرای‌ امتحان‌ و آزمایش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سرای‌ رسیدگی‌ قرار داده‌ است‌ ، و بلای‌ دنیا را وسیله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را عوض‌ بلای‌ دنیا قرار داده‌ است‌. سالروز شهادت آن امام همام بر همه شیعیان و دوستداران اهل بیت رسول الله تسلیت و تعزیت ... ننگ و نفرین و لعنت بر دشمنان اهل بیت رسول خدا ... صلوات


برچسب‌ها: حدیث از معصومین, emam neghi, امام محمر بن علی, علی نقی, هادی النقی
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 17:31  توسط مهدی باقری  | 

اقای روحانی کدوم ازادی !!!

دولت روحانی همچون دوره خاتمی در شعار آزادی، حداکثری است اما همزمان از "صداخفه‌کن"های دوره هاشمی استفاده می‌کند.
"صداخفه‌کن"های دوره اصلاحات عمدتاً نرم‌افزاری بود و منتقدین را با برچسب عدم درک پیام دوم خرداد و آرای بیست میلیونی، اقتدارگرایی، فاشیست، خشونت‌طلب و... ساکت می‌کردند در حالی که "صداخفه‌کن"های دوره هاشمی سخت‌افزاری و مانند دولت یازدهم از جنس برخورد قضایی و ... بود و در دوره سازندگی مخالفت با هاشمی، مخالفت با پیغمبر تفسیر میشد اما در دولت یازدهم، رئیس جمهور، خود، خط‌قرمز است.
شعار آزادی، دغدغه اصیل دولت نیست بلکه "ابزاری" برای مورد پسند واقع شدن دولتِ بدونِ پایگاه اجتماعی مستقل، در محیط‌های نخبگی است. مقابله سخت و همه‌جانبه همه ارکان دولت از رئیس جمهور تا سخنگو، وزیر ارشاد و ارتش رسانه‌ای دولت با یک مستند،برای چندمین‌بار است که موجب بیرون زدن تعارض واقعیت دولت، با عکسی که از خود ارائه می‌دهد، شده است.
یادداشتی از دکتر پرویز امینی


برچسب‌ها: خفه کردن صدای منتقدان روحانی, صدا خفه کن دولت روحانی, هاشمی و خاتمی
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 15:55  توسط مهدی باقری  | 

زندگینامه امام علی نقی

زندگينامه حضرت امام علی النقی الهادی (ع ) 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود . در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت . به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند . و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است . از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد . با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند . بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند . پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . او نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است . باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود . مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل مي شود . چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست . آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود . با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد . اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " . در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهايی که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "

زن و فرزندان امام هادی (ع ) 
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ، يا به نقل شادروان شيخ عباس قمي " عليه " .

اصحاب و ياران امام دهم (ع ) 
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است . متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت . در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته . نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی برای اين کار مأموريت داشته است . زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .

صورت و سيرت حضرت امام هادی (ع ) 
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هايش اندکی برآمده و سرخ و سفيد بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسيار مي کرد . امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند . خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .

شهادت امام هادی (ع ) 
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .


برچسب‌ها: زندگینامه امام علی نقی, امام هادی, علی بن محمد, زندگینامه امام هادی, امام مظلوم
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 13:42  توسط مهدی باقری  | 

کلید عمو پورنگ دردسر ساز شد

یک دولـتِ غیر امنیـتی!!
«مسلم آقاجان‌زاده» تهیه‌کننده برنامه‌های «عمو پورنگ» با اعلام خاحافظی این برنامه از تلویزیون گفت:
در حقیقت طی سال گذشته ما از سوی برخی جریانات سختی‌های بسیاری کشیدیم. مثلا در بحث کلید یکسری جریانات به ما حمله کردند
در حالی که ما بارها اعلام کردیم این ماجرا به هیچ عنوان ربطی به مسائل سیاسی نداشته و ندارد.
یا درباره حضور اسپانسر در برنامه اصلا ما مقصر نبودیم و تصمیم‌گیرنده در این مورد نبودیم.
اما یکسری جریانات که می‌خواستند آقای ضرغامی یا سازمان صداوسیما را بزنند، این ماجرا را دستاویز خود قرار دادند.
ساخت برنامه برای کودکان به فکر و خلاقیت نیاز دارد و در این رابطه ما به فکر یک یا دو سال استراحت یا خداحافظی برای همیشه هستیم.


برچسب‌ها: کلید عمو پورنگ, کلید عمو حسن, تعطیلی برنامه عمو پورنگ, تعطیلی برنامه عمو پورنگ بخاطر کلید روحانی
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:2  توسط مهدی باقری  | 

مطالب قدیمی‌تر